صفحه اصلي
گالري تصاوير
شهرداري سياهكل
ارتباط با ما
تصاوير سال 86
عكس هاي سياهكل
شرح وظائف مديران و مسئولين شهرداري
شهردار وقت و مسئولين
شهرداران گذشته
پنجشنبه 30 آبان 1387
دما
21
درجه
اذان صبح
04:20:25
طلوع آفتاب
05:59:40
اذان ظهر
13:00:01
غروب آفتاب
20:20:11
اذان مغرب
20:24:20
روز جهاني كودك
تصاوير تصادفي سايت
تاريخچه شهر سياهكل
سياهكل شهري است كه در مركز شهرستاني به همين نام نشسته است. اين شهرستان در باختري ترين پارة منطقة تاريخي ديلم قرار دارد و امروزه بخشي كه يادآور يادمان تاريخي ديلم است به نام ديلمان را در خود دارد. ديلم از خاور سپيدرود آغاز مي شد و تا كرانة خاوري شيرود در شهرستان تنكابن گسترش داشت. ديلم نُماد ايستادگي و پاسداري از مرزهاي خود در روزگاران ديرين، نُماد برپاخيزي ايرانيان و باورپذيري تشيع در سده هاي نخستين اسلامي بود و دلاور مردانش نخستين فرمانروايي شيعه را در ايران بر پا داشتند و نخستين ايرانياني بودند كه بغداد پايتخت خلفاي عباسي را گشودند. اين سرزمين همانست كه فخرالدين اسعد گرگاني درباره اش سروده: هنوز اين مرز دوشيزه بماندست برو يك شاه كام دل نرانده ست مردم اين ديار بازماندگان كادوس ها و كاس سي ها و كاس پي و آماردهاي باشندة گيلان در روزگاران ديرينند و در درازاي تاريخ پرشكوه خود پذيراي پناهجويان يا كوچ داده شدگان كُرد و لُر و بختياري و تالش و طالقاني و قزويني بوده كه امروزه در پاره هايي از اين ديار مي زيند. بر پا ايستادن و تلاش در راه بزرگي يافتن ديلم سبب شد كه پاره هاي ارجمندي در آن در سده هاي نخستين اسلامي پديد آيد. در حدود العالم من المشرق الي المغرب آمده است: "ـــ يكي رودي است عظيم كه سپيدرود خوانندش. ميان گيلان ببُرَد و به خزران افتد. گيلان دو گروهند يك گروه كه ميان دريا و اين رودند كه ايشان را اين سوي رودي خوانند و ديگر ميان رود و كوهند و ايشان را آن سوي رودي خوانند. اين سوي روديان را هفت ناحيت است بزرگ چون لافجان، ميالفجان، لشكجان، برفجان، داخل، تجن و جمه و ـــ " با نگاهي به نام هفت ناحية نام برده شده از سوي نويسنده حدودالعالم در مي يابيم دو ناحية ميالَفجان و بَرفِجان در گسترة امروز شهرستان سياهكل قرار دارند و برفجان پاره اي از پاره هاي سازندة شهر سياهكل است. بر اين پايه بايد گفت پارة جلگه اي شهرستان سياهكل تاريخي بيش از يك هزاره دارد و جايي كه امروزه شهر سياهكل در آن است در يك هزار سال پيش پذيراي باشندگاني بوده تا آن جا كه نوشته اند در برفجان بيش از پنجاه كارگاه ابريشم كشي بوده است. در سال هاي نخستين تازش عرب ها به ايران دابويهي ها بر ديلم فرمان مي راندند. آنان با بهره گيري از توان دلاوران ديلمي در سده هاي نخست و دوم هجري بارها به تبرستان تاختند و بارها در برابر تازش سرداران عرب به ديلم ايستادگي كردند. پس از فروافتي توان خاندان دابويهي فرمانروايان جستاني بر ديلم چيره شدند. در ساية فرمانروايي آنها ايستادگي مردم اين سامان در برابر تازش عرب ها برگ هاي شكوهمندي در تاريخ ديلم و ايران گشوده است. در روزگار فرمانروايي جستاني ها نخستين پراكنندگان انديشة ستم ستيز تشيع به ديلم پناه آوردند و بر پاية تلاش آنان و جستجوگري مردم اين سامان براي يافتن باوري همبسته ساز، كه بتواند نيروي جنگي ديلم را به درون ميدان نبرد با بيگانگانِ چيره بر ايران بكشاند، نخستين سرداران دلاور ديلمي پا به پهنة تاريخ ستيز با عرب ها نهادند. نام هايي چون اميدوار پسر لشكرسِتان و وِيهان و پاليزبان از مردم ديلم در ستيزه هاي سدة سوم هجري يادآور دلاوري هاي مردم اين سامان در آن زمانه است. جستان پسر وهسودان نخستين فرمانرواي جَستاني بود كه با داعي كبير علوي بيعت كرد و اسلام آورد. جستان پس از اسلام آوردن به همراه دلاوران ديلمي از البرز سرازير شد و دورة شكوهمندي از تاريخ ديلم را آغاز كرد. سدة سوم سدة ستيزة علويان و طاهريان و صفاريان و سامانيان و دربار خلافت عباسي بود و در همة آن همه درگيري در نيمة شمالي ايران امروز ديلمي ها حضور داشتند. با سست گشتن پايه هاي قدرت علويان بسياري از علويان به ديلم پناه آوردند و به كار گستراندن انديشة تشيع در ميان مردم اين سامان دست زدند. گسترش تشيع ميان مردم ديلم، اندك اندك گيل ها را نيز به تشيع گرواند و شاهنشاهوندان چيره بر پارة جلگه اي نشسته بر پاي بلنداي ديلم كه امروزه شهرهاي سياهكل و لاهيجان و آستانه در آنند، نيز پذيراي اسلام شيعه شدند. نخستين نام آور بزرگ ديلمي كه به فرمانروايي در برون از ديلم پرداخت لِيلي پسر نُعمان فرمانرواي شاهنشاهوند جلگة خاوري سپيدرود بود، كه بي گمان از باشندگان لِيل ، پاره اي ميان لاهيجان و بلندي هاي ديلم، است. در پي او سرداري چون ماكان كاكي، كه او نيز بي گمان بايد از باشندگان پاي كاكوه در سياهكل، باشد نامي بزرگ در عرصة ستيزه هاي توان جويانة آن زمانه فراچنگ آورد. او پايه گذار خانداني فرمانروا بر ميانة ايران در سدة چهارم هجري به نام كاكوان شد. از ديگر سرداران بزرگ برخاسته از اين ديار اَسوار پسر شيرويه است كه از ميان سر به فرمانان او بايد از مردآويج پايه گذار خاندان شاهي زياري و برادران بويه پديدآورندة فرمانروايي خاندان بويه نام برد. سدة چهارم هجري اوج شكوهمندي تاريخ پاره هاي جلگه اي خاور سپيدرود است. در اين سده در كنار سرداراني كه از اين ديار برخاستند، دو خاندان فرمانرواي زياري و بويهي نيز پديد آمدند. مردآويج زياري از خاندان شاهي چيره بر پاره اي جلگه اي، كه امروز شهرستان لاهيجان بر آن است، بود و بويه بازماندة خانداني بر جاي مانده از ساسانيان كه در كياكوليش مي زيستند. كياكوليش بايد در جايي باشد كه امروزه روستاي ليش در كنار سياهكل و در پاي كاكوه يا كياكوه در آن است. پسران بويه علي و حسن و احمد سلسلة شاهي آل بويه را پديد آوردند كه از سال 322 تا 448هجري بر نيمي از ايران فرمان راندند. سده هاي پنجم و ششم هجري سده هاي گسترش انديشة شيعيان اسماعيلي در ديلم است. گسترش انديشة اسماعيليان در ديلم و تلاش فرمانروايان سلجوقي در فروكوبي آن بارها لشكر سلجوقي را به اين سو كشاند و بارها ديلمي ها را براي پاسداري از ديارشان بر پا خيزاند. از آن روزگار دژهاي فراواني در ديلم برجاي مانده كه هر يك نشاني بر پر هياهو بودن تاريخ اين ديار در آن زمانه است. بزرگ ترين رويدادة آن زمانِ ديلم تازش انوشتگين شيرگير فرستادة سلطان محمد سلجوقي به ديلم براي فروكوبي دژهاي اسماعيليان است و ستيزه هاي مردم ديلم و اسماعيليان با او. نيمة دوم سدة ششم زمانة دوباره بر هم آمدن فرمانروايان بومي ديلم براي رويارويي با اسماعيليان بود. اين ستيزه ها در همة سده هاي ششم و هفتم ادامه داشت و ديلم و جلگة خاوري سپيدرود در اين سده ميدان ستيزة انديشه ها و حضور فرمانروايي هاي نويي بودند. در سدة هفتم هجري بر جلگة خاوري سپيدرود خاندان هاي ناصروندان در لاهيجان، هزار اسپيان در اِشكِوَر، انوزوندان بر كُهدم و كوشيجيان بر خَرارود فرمان مي راندند. در آن سده جلگة سياهكل و كوهستان ديلمان نيز زير فرمان ناصروندان بود. ديلم پس از سده هايي چند ايستادگي در سال 707هجري از سوي محمد اولجايتوي مغول گشوده شد. مغول ها به فرماندهي اولجايتو از راه لوشان به ديلم تاختند و پس از گشودن آن راهي لاهيجان شدند. با چيرگي اولجايتو جنگل نشينان ميانة كوه و جلگه به فرماندهي شيرويه در برابر مغولان بر پا خاستند ولي ناكام ماندند. اين نخستين قيام باشندگان ديار سياهكل در برابر چيرگان بر سرزمين خود بود. چيرگي مغول بر گيلان ساختار سياسي، اجتماعي و اقتصادي و باوري گيلان را بر هم ريخت و زمينه را براي پديدآيي فرمانروايي هاي نويني آماده ساخت. در آن زمانه تختگاه ناصروندان روستاي چُفُل بود. ستيزه هاي كياييان تازه از را رسيدة توانجو و تلاش ناصروندان و كوشيجيان براي پاسداري از تخت خود درگيري هايي را پديد آورد كه پهنة جلگه اي امروز شهرستان سياهكل كانون آن درگيري ها بود. برآيند ستيزه هاي چندين سالة آنان فروپاشي توان فرمانروايان پيشين و بر سر كار آمدن كياييان در سال 769هجري بود. كياييان 250 سال برپاية خاوري گيلان فرمان راندند. سال هايي ميان فروريزي قدرت مغولان تا چيرگي همه سوية صفويان بر ايران. سال هايي كه نامجوياني پرشمار بر تخت هاي فرمانروايي ايران نشسته و بارها هوس تاختن به گيلان را نمودند و ماجراها روي داد. ماجراهايي كه در كنار خود ستيزه هاي سخت دربارهاي چندگانة گيلان را داشتند و ده ها بار پهنة جلگه اي خاور سپيدرودـ آن جا كه امروزه سياهكل بر آن نشسته است ـ را درگير رويدادهاي شگفتي نمود كه شوم ترينشان كشتار دلاوران ديلماني در كنار سپيدرود در سال 830 هجري بود. در ميان همراهان سيدعلي كيا برپا دارندة فرمانروايي كياييان به نام هايي چون تاج الدين محمد برفجاني و تالش ديلماني و خداداد وَبَدي و داني كوچاني، پاشا كياي تجني و اسماعيل داخُلي بر مي خوريم. از اين نام ها در مي يابيم كه هنوز نشاني از سياهكل و آستانه و لاهيجان نيست و اين آبادي ها هنوز با نام هاي پيشين خود برفجان و كوچان و داخل در صحنه هاي اجتماعي حضور داشتند و نام ديلمان در صحنة سياسي ظاهر شده و جانشين نام ديلم گشته است. با آغاز فرمانروايي كياييان بر پارة خاوري گيلان سرزمين كوهستاني اين پاره مورد توجه قرار گرفت و شهر امروز ديلمان كانون قدرت پارة كوهستاني شد. ميرزا علي كيا ديلمان را تختگاه تابستاني خود ساخت. بزرگ شدن ديلمان و رفت و آمد هميشگي سربازان كيايي ميان شهر امروزي لاهيجان ـ كه پس از انتقال مركز قدرت منطقه از چُفُل به آن كم كم بزرگ مي شد ـ و ديلمان اندك اندك روستاهاي ميان راه آن ها را اعتبار بخشيد و از آن جاست كه در رويدادهاي دوران كيايي بارها نام روستاهايي چون برفجان و كدوبُنَك وكَلِسَر كه امروزه تشكيل دهندة شهر سياهكل هستند در نوشته هاي تاريخي به چشم مي خورد. سدة نهم سدة چندپارگي ديلم است و پاره هاي اشكور و املش و ديلمان بر پاية تصميمات دربار كيايي در تقسيم قدرت از هم جدا شدند و ديلمان محدودة جغرافيايي تازة خود را يافت. دوران فرمانروايي كيايي دوران ستيزه هاي بي پايان پاره هاي چندگانة گيلان با هم بود و پهنة شهرستان سياهكلِ امروز از آنجا كه از يك سو ميان لاهيجان و قزوين پايتخت صفوي و از يك سو ميان لاهيجان و فرمانروايي هاي حاكم بر باختر سپيدرود قرار داشت، بارها و بارها ميدان جنگ و ستيزه شد. در آخرين روزهاي فرمانروايي خان احمد كيايي آخرين فرمانرواي آن خاندان يك بار ديگر ديلمان برآن شد تا سنگر پاسداري از گيلان گردد. جنگاوران ديلماني به فرماندهي تالِشكولي به خان احمد پيوستند ولي زمانه آمادة دگرگوني بود. خان احمد گريخت و شاه عباس صفوي بر ديلمان و لاهيجان و گيلان دست يافت. در زمان پادشاهي شاه عباس بر گيلان تالشكولي در ديلمان بر پاخاست. دامنة برپاخيزي او به جلگه نيز كشيده شد ولي پس از چندي از سوي نعمت الله صوفي گماشتة دربار صفوي بر املش فروكوفته شد. تالشكولي را در قزوين كشتند و ديلمان و خورگام تيول نعمت الله صوفي شد. كارهاي او و بازماندگانش در ديلمان و ناخرسندي مردم سبب شد كه پس از چندي تيول ديلمان از او بازپس گرفته شود و به آدم سلطان گرجي واگذار شود. او و ديگر كساني كه ديلمان را زير فرمان داشتند مامور بودند تا ميل به خيزش و قيام را در مردم ديلمان خاموش سازند، ولي چنين نشد چه اين كه در سال 1140 هجري قمري به هنگام قيام درويشي قلندر به نام زِينل ناخرسندان ديلماني نيز به او پيوستند و ماه ها گيلان را نا آرام ساختند. در دوران فرمانروايي صفويان تيره هاي فراواني از كُردها از سرزمين هاي كُردنشين به رودبار و ديلمان كوچانده شدند و تيره هاي ديگري نيز در زمان پادشاهي نادرشاه افشار از كُردهاي پيش تر كوچ داده شده به شمال خراسان به ديلمان آورده شدند كه امروز بازماندگان آنان در سياهكل زندگي مي كنند. در زمان نادرشاه افشار گروهي از چهار لنگ بختياري به ديلمان كوچانده شدند و هم زمان با آن ها خانواده هايي از يهوديان نيز به ديلمان آورده شدند. در زمان سلطنت كريم خان زند نيز گروه هايي از لُرها به ديلمان كوج داده شدند. كُرد و لُر و بختياري و تيره هاي گوناگون گالش همه در ديلمان مي زيستند و همه در انتظار قدرت بودند و آن گروه كه پيش از همه پا به دايرة قدرت نهاد بختياري ها بودند. نخستين توان يافتة بختياري ديلمان محمد خان بيگ بود. وي يك دختر خود را به همسري حاج صادق فرمانرواي لاهيجان و دختر ديگر خود رابه همسري رهبر كُردهاي اُستاجانلوي پيركوه در آورد و آرام آرام به درون دايرة قدرت خزيد. حاج صادق روستاي اِسپيلي را براي اسكان مردم وقف نمود و محمدخان بيگ و همراهانش از ناوِه به اسپيلي آمدند. محمد رضا خان بيگ پسر محمد خان بيگ به خواستة پدر به ستيزه هاي آقامحمد خان قاجار و هدايت الله خان فومني بر سر گيلان پيوست و پس از كشتن هدايت الله خان فومني در انزلي به هنگام نشستن بر قايق براي گريز به شِروان، از سوي آقا محمد خان سخت گرامي داشته شد و به فرمانروايي گيلان رسيد. آقا محمد خان ديلمان را تيول او ساخت. فتحعلي شاه نيز ديلمان را به محمد رضا خان بيگ سپرد. در آن زمان لنگرود در اختيار خاندان منجم باشي، اَمِلَش در اختيار خاندان صوفي و لاهيجان در دست بازماندگان حاج صادق بود. اينان به هنگام جنگ هاي ايران و روسيه نيروهايي را تدارك ديدند و اسنادي بيانگر حضور جنگاوران ديلماني در جنگ قفقاز موجود است. در دوران سلطنت فتحعلي شاه پسران محمدرضاخان بيگ آرام آرام راهي جلگه مي گردند و موفق مي شوند زمين هاي موجود در جنوب شهرجوب را كه بين برفجان و كَلِسَر بود از خاندان حاكم بر لاهيجان بخرند. از آن زمان رابطة صميمانه اي ميان دو خاندان حاكم بر ديلمان و لاهيجان برقرار شد و به تدريج زمينة حضور خان هاي ديلمان در پارة جلگه اي سياهكل فراهم گشت. محمدعلي خان امين الديوان كه از سوي دربار قاجار حاكم بر شرق گيلان بود ابوالفتح خان پسر محمدرضاخان بيگ را به فرمانروايي ديلمان گماشت. ابوالفتح خان نيز پسر خود حبيب الله خان را بر كارها گماشت و او اسپيلي را مركز قدرت خود نمود و با ايجاد پيوندهاي خانوادگي با قدرت حاكم بر املش و لاهيجان و پيرِكوه و اَمارلو بر قدرت خود افزود. حبيب الله خان در سال 1277 هجري قمري نخستين خانة قدرت خود را در زمين هاي خريداري شده از خان هاي لاهيجان در كنار شهرجوب ساخت و بدين ترتيب نخستين گام براي پديدآيي شهري به نام سياهكل برداشته شد. سياهكل نامي است مركب از دو واژة سي و كَل. سي به معني صخرة سينه بريده است بدانگونه كه دامنة دلفك از ميان شهر سياهكل ديده مي شود و كل به معني آبادي است و در مجموع سياهكل به معني آبادي كنار كوهي با شيب تند مي باشد. حبيب الله خان مشيرالممالك براي توسعة محل زندگاني قشلاقي خود زمين هاي خريداري شده از سوي خود در شمال رودخانة شهر جوب را براي ساختن بازار و مسجد وقف نمود و كم كم بازاري در شمال رودخانة مزبور تشكيل شد. پس از حبيب الله خان پسرش محمدخان حكم فرمانروايي بر ديلمان را از دربار قاجار دريافت داشت و لقبي را پيش تر نصيب پدرش گشته بود به او تعلق گرفت. محمد خان مشير الممالك مردي روشن بين بود به گونه اي كه حضورش در انقلاب مشروطه و راهي گشتنش به همراه محمد ولي خان تنكابني و ديگر مخالفان استبداد از گيلان به سوي تهران نمونة كوچكي از اقدامات هوشمندانة اوست. وي در جريان نهضت جنگل به ميرزاكوچك خان پيوست و چندگاهي از سوي حاكم لاهيجان شد. از جمله رويدادهاي سياهكل در جريان انقلاب مشروطه قيام آقا ميرزا احمد مجتهد به حمايت از مشروعه بود. پس از فروخفتن نهضت جنگل سياهكل شاهد دو رويداد برآشفتن حاج قاسم و حيدرخان فَشتالي بود كه هر دو برآشوبي سركوب گشته و سردمدارانش كشته شدند. با فرو افتادن خاندان قاجار و بر سركار آمدن خاندان پهلوي، محمد خان مشير الممالك بر آن شد تا در راستاي سياست هاي حاكم بر آن زمان همة تلاش خود را در راه گسترش شهر سياهكل به كار گيرد و از آن روست كه بر پاية تلاش او در سال 1305 خورشيدي مقدمات تشكيل شهرداري سياهكل فراهم شد و در سال 1308 نخستين شهردار سياهكل با نام مقتدايي با دريافت حكم شهرداري از استانداري گيلان به سياهكل آمده و شهرداري سياهكل كار خود را به عنوان يكي از اولين شهرداري هاي گيلان آغاز نمود. تلاش محمدخان مشيرالممالك سبب شد كه در سال 1312 خورشيدي نيز بخشداري سياهكل آغاز به كار نمايد و شهر سياهكل پا به راه پيشرفت بنهد. با مرگ محمدخان مشيرالممالك امور ديلمان و سياهكل به عليقلي خان عضدي سپرده شد. از جمله رويدادهاي سياهكل عمليات سازمان چريك هاي فدايي خلق در بهمن 1349 در اين شهر است كه به عنوان حادثه اي نام سياهكل را مطرح نمود. در جريان انقلاب اسلامي مردم سياهكل نيز چون ديگر مردم ايران براي دستيابي به حكومت اسلامي پا به ميدان مبارزه نهادند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي پاسداري از دستاوردهاي آن از هيچ كوششي باز نايستادند و جوانانش براي دفاع از مرزهاي ميهن در جريان جنگ تحميلي پا به ميدان نهاده و شجاعانه به جنگ با دشمن برخاستند و شهداي ارجمندي را تقديم انقلاب نمودند.
گردشگري
تاريخچه سياهكل
مشاهير سياهكل
اخبار سايت
مقالات سايت
مزايده ها و مناقصه ها
ارتباط مستقيم با مديران
سايت هاي مرتبط
اخبار تصادفي سايت
نگاهي به جاذبه هاي گردشگري كاشان
ادامه خبر
سه اكيپ راهدار در محورهاي ارتباطي كاشان مستقر شدند
ادامه خبر